لغت نامه دهخدا
ترانه سنج. [ ت َ ن َ / ن ِ س َ ] ( نف مرکب ) کسی که عالم به چگونگی نغمه ها و سرودها باشد. ( ناظم الاطباء ).
ترانه سنج. [ ت َ ن َ / ن ِ س َ ] ( نف مرکب ) کسی که عالم به چگونگی نغمه ها و سرودها باشد. ( ناظم الاطباء ).
کسیکه عالم به چگونگی نغمه ها و سرودها باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بود به گلشن این بوستان عشرت خیز ترانه سنج چو منقار عندلیبان خار
💡 گفتا: تو را چو بلبل طبع ترانه سنج برده است از تذرو سبق، وز هزار دست
💡 مطرب، دل ما اسیر رنج است مرغ سحری ترانه سنج است
💡 فتوا نویس شرع به خونش ترانه سنج دل از طرب به سینهٔ منصور در سماع
💡 صبح است و باغ پرگل و بلبل ترانه سنج تا بوستان بهشت کنی ای نگار خیز