تراتر
مترادفها
جدیدتر، تازهتر، نوتر
متضادها
کندتر
لغت نامه دهخدا
تراتر. [ ت َ ت ِ] ( ع اِ ) کارهای بزرگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || شدائد. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ): ان اصل الحرب فیها التراتر. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
کارهای بزرگ. یا شدائد. ان اصل الحرب فیها التراتر.
جمله سازی با تراتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تراتر در توئنتی ناین پالمز، کالیفرنیا در تاریخ ۸ دسامبر سال ۱۹۸۲ زاده شد. او در دیکاتر، جورجیا و در سال ۲۰۰۱ از دبیرستان فارغ التحصیل شد. دیدی در تیم دوندگی و تیم بسکتبال عضو بود و رشتههای ۲۰۰ متر و ۴۰۰ متر را هم در دبیرستان مهارت یافت.
💡 در سالهای پس از ۱۹۰۴ میلادی بسیاری از آفریقاییتباران تحصیل کرده، انجمنهایی تشکیل دادند و از او پشتیبانی نمودند. از جملهٔ ایشان، ویلیام مونروئه تراتر، مدیر مجلهٔ بوستون گاردین و از همدورهایهای ویلیام دوبوآ در دانشگاه هاروارد بود.
💡 در پایان، کارآگاه تراتر با نقشهای برای به تله انداختن قاتل فراری همه را در سالن غذاخوری مهمانخانه جمع میکند…
💡 بسترم از آب دیده ماند تراتر پیکرم از تاب سینه سوخت سرا پای