معامع

لغت نامه دهخدا

معامع. [ م َ م ِ ] ( ع اِ ) جنگها و کارهای سترگ و بزرگ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جنگها و فتنه ها و کارهای بزرگ. ( از اقرب الموارد ). || میل بعض مردم بر بعض و ستم یکدیگر و گروه گروه شدگی قوم به جهت عصبیت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز