تدبیرات
مترادفها
تدبیرها، اقدامات، برنامهها، تمهیدات
متضادها
بیتدبیری، آشفتگی
لغت نامه دهخدا
تدبیرات. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ تدبیر، بمعنی اندیشه و رای و حسن ترتیب. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدراسم ) جمع تدبیر.
جمله سازی با تدبیرات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای غلامت عقل و تدبیرات و هوش چون چنینی خویش را ارزان فروش
💡 پس آنچه از قسم اول باشد مقتضای توکل، آن است که آن را حواله به رب الأرباب نمایی و فکرهای دقیقه و تدبیرات خفیه و سعی بی جا در خصوص آن نکنی.
💡 خرابی: قطع تصرفات و تدبیرات عقل را گویند، به توجه و تسلیم تمام.
💡 در دل ما ره ندارد عقل و تدبیرات او عاشقان را جز پری در شیشه اندیشه نیست
💡 بحمدالله که از رای خبیرت ز تدبیرات علم با منیرت،
💡 دولت باید برای مقابله با بحرانهای اقتصادی و کاهش تورم، تدبیرات جدید و هوشمندانهای را در سیاستهای مالی خود اعمال نماید تا ثبات بازار بازگردد.
💡 مدیران شرکت برای پیشگیری از بروز هرگونه بحران در زنجیره تأمین، تدبیرات امنیتی و لجستیکی بسیار سختی را در تمامی مراحل تولید و توزیع در نظر گرفتهاند.
💡 برای جلوگیری از تخریب محیط زیست و حفظ تنوع زیستی، تدبیرات حمایتی گستردهای از سوی سازمانهای بینالمللی برای حفاظت از جنگلهای استوایی اتخاذ شده است.