تخم دل
مترادفها
عصاره، گوهر، مغز
لغت نامه دهخدا
تخم دل. [ ت ُ خ ُ دِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان اوزومدل در بخش ورزقان شهرستان اهر است که در 9هزارگزی شمال خاوری ورزقان و هفت هزارگزی شوسه تبریز به اهر قرار دارد. کوهستانی و معتدل است و 542 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه ومحصول آنجا غلات و حبوبات و سیب زمینی است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است وراه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان اوزومدل در بخش ورزقان شهرستان اهر است که در ۹ هزار گزی شوس. تبریز به اهر قرار دارد. کوهستانی و معتدل است و ۵۴۲ تن سکنه دارد آب آن از چشمه و محصول آنجا غلات و حبوبات و سیب زمینی است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است و راه مالرو دارد.
جمله سازی با تخم دل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابری که ز بارانش می نروید از طبع مگر تخم دل نوازی
💡 می نروید تخم دل از آب و گل بی نگاهی از خداوندان دل
💡 گفت آن کس که مقیم دلم اوست تخم دل کشته در آب و گلم اوست
💡 ندارد حاصلی جز ناامیدی ندانم تخم دل از دانه کیست؟!
💡 بیدل ز کشتزار تمناست حاصلم تخم دلی به سعی شکستن دمیدهای