تخریب کردن
مترادفها
نابود کردن، ویران کردن، از بین بردن
متضادها
ساختن، آباد کردن
لغت نامه دهخدا
تخریب کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ویران کردن. خراب کردن. هدم.
فرهنگ فارسی
ویران کردن خراب کردن.
جمله سازی با تخریب کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنابراین، این گروه هم در هر جا که بتوانند دست به تلافی زده و با تخریب کردن، دزدی، درست کار نکردن، کوتاهی در انجام وظایف، کمفروشی و احتکار خشم خود را فرو مینشانند و با این توجیه که «حق ماست، همه میخورند، چرا ما نخوریم» خود و دیگران را قانع میکنند.