تخته پهن
مترادفها
تخته صاف
فرهنگستان زبان و ادب
{long dung} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] مخلوطی از فضولات حیوانی و کاه و کُلَش که تخمیر نشده باشد
جمله سازی با تخته پهن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آربیز= الک. تلک= تخته پهن کردن خمیر نان. خشت = آجر نپخته. ارسی= کفش