لغت نامه دهخدا
تحویلات. [ ت َح ْ ] ( ع اِ ) ج ِ تحویل.انقلابات و تغییرات و تبدیلات. ( ناظم الاطباء ). || اجناسی که در انبار سپرده میشوند: و قیمت را از قرار قیمت نامچه مذکوره از بابت تحویلات خود مهمسازی صاحب مال نمایند. ( تذکرةالملوک چ 2 ص 10 ). || ابوابجمعی ها: در ذکر تحویلات فراشباشی مشعلدارباشی. ( تذکرةالملوک ایضاً ص 31 ). || ( اصطلاح موسیقی ) تحویلات را بفرانسه مدولاسیون گویند و در کتب قدمادر عنوان تقدیمات و تأخیرات بحثی مذکور است بدون اشاره به منظوری و متأخرین سربسته، شکستن پرده تعبیرکرده اند. دوایر لین قوی، و قوی لین نشان میدهد که زمینه های لین و قوی را در هم توان آمیخت و باز از زمینه لین به قوی و از قوی به لین تحویل توان کرد. طبعلطیف از توقف در یک زمینه خسته میشود و چیز تازه می خواهد و در موسیقی این مقصود صرف نظر از ترصیعات و توسل به گوشه ها و نغمه ها به تحویلات صورت بندد، اعم از اینکه تحویلات به طبقات باشد یا از زمینه قوی به زمینه لین و برعکس تحویل از طبقه ای به طبقه ای بکمک ذوالخمسات یا ذوالاربعات شود یا خود ذوالثلاثات... در تحویل از طبقه ای به طبقه اشتراک نغمات دایره مؤثر است و هرچه بیشتر باشد تحویل اسهل است. ( از مجمع الادوارهدایت نوبت سوم صص 72 - 73 ). و رجوع به همان کتاب، نوبت دوم ص 122 ( انتقالات ) و نوبت سوم صص 72 - 81 شود.