تحمر
مترادفها
سرخ شدن، قرمز شدن
متضادها
رنگپریدگی، کبودی
لغت نامه دهخدا
تحمر. [ ت َ ح َم ْ م ُ ] ( ع مص ) در فربهی چون حمار کودن شدن. ( تاج العروس ج 3 ص 157 ).
جمله سازی با تحمر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منه تحمر و جنه المعشوق منه تصفر و جنه الاحرار