لغت نامه دهخدا
تحصی. [ ت َ ح َص ْ صی ] ( ع مص ) توقی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). نگاه داشته شدن و پناه داده شدن. ( ناظم الاطباء ).
تحصی. [ ت َ ح َص ْ صی ] ( ع مص ) توقی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). نگاه داشته شدن و پناه داده شدن. ( ناظم الاطباء ).
توقی نگاهداشته شدن و پناه داده شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۳۴۵ در دانشکده هنرهای زیبا تحصیلات خود را آغاز کرد و تحصیات تکمیلی خود را در فرانسه ادامه داد.