تجلی اول
لغت نامه دهخدا
تجلی اول. [ ت َ ج َل ْ لی ِ اَوْ وَ ] ( اِخ ) کنایه از سرور عالم صلی اﷲ علیه و آله و سلم. ( آنندراج از مظهر العجایب ).
فرهنگ فارسی
کنایه از سرور عالم صلی الله علیه و آله و سلم.
جمله سازی با تجلی اول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عصمت نقاب بر رخش افکند حسن شوخ گم ساخت در تجلی اول نقاب را
💡 نو عروس تجلی اول زینتی از زرینهٔ دل ماست
💡 در مباحث پیچیده عرفان و فلسفه اسلامی، مفهوم تجلی اول به معنای اولین مرحله از ظهور نور الهی در عالم هستی و شکوفایی هستی است.
💡 فیلسوفان معتقدند که تجلی اول نشاندهنده شروع سلسله مراتب وجود است که در آن موجودات از حالت عدم به حالت هستی و ظهور میرسند.
💡 برای درک عمیقتر از نظام هستیشناسی، مطالعه دقیق درباره تجلی اول و مراحل بعدی آن برای هر پژوهشگری که در این حوزه فعالیت میکند ضروری است.