تبیره زنان

لغت نامه دهخدا

تبیره زنان. [ ت َ رَ / رِ زَ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) در حال طبل زدن. در حال نواختن تبیره:
تبیره زنان پیش بردند پیل
برآمد یکی گرد چون کوه نیل.فردوسی.تبیره زنان از دو پرده سرای
برفتند با پیل و با کرنای.فردوسی.تبیره زنان لشکر آراسته
بدشت آمد و گرد شد خاسته.اسدی.تبیره زنان طبل بازی کنند
ببانگ دهل زخمه سازی کنند.نظامی.

جمله سازی با تبیره زنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تبیره زنان پیش پیلان به پای ز هر سو خروشیدن کره نای

💡 نه من جنگ را آمدم تازیان به پیلان و کوس و تبیره زنان

💡 دمادم به لشکر گه آمد سپاه تبیره زنان برگرفتند راه

💡 خروشی بر آمد ز ایران سپاه تبیره زنان برگرفتند راه

💡 تبیره زنان طبل بازی کنند به بانگ دهل زخمه سازی کنند

💡 نریمان ز پس با همه سروران تبیره زنان پیش و رامشگران

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز