تاکیدگذاری
مترادفها
تأکید، اصرار، پافشاری
متضادها
بیتوجهی، نادیده گرفتن، بیتفاوتی
فرهنگستان زبان و ادب
تأکیدگذاری
{accentuation} [موسیقی] برجسته کردن نغمات با تغییر شدت یا ارزش زمانی یا زیروبمی
جمله سازی با تاکیدگذاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بهروز خرم، منتقد، کارگردان را در ایجاد تنوع و عدم خستگی با وجود زمان طولانی اجرا موفق میداند و طراحی صحنه، نورپردازی، ریتم، تمپو، چیدمان، قابل جابجایی و چندمنظوره بودن ادوات صحنه، و اینکه خود بازیگران در هنگام اجرا، صحنه بعدی را میچینند تا زمانی از این بابت نسوزد از نقاط قوت کار میداند و تاکیدگذاریهای بیش از حد کارگردان در استفاده از موسیقی در برخی صحنهها و بازیگری را از نقاط ضعف آن. بهروز خرم در طراحی نور، تسلط نور شب با تنالیتهای آبی بر صحنه که احساس ناخوداگاهی از زد و بندهای حکومتی و سیاسی را به شکلی مرموز اما همچنان نامحسوس در شب که قاعدتاً وقت سیاست است، جالب توجه مییابد.
💡 در جلسات مدیریت استراتژیک شرکت، مدیرعامل بر تاکیدگذاری بر اهمیت آموزش مستمر کارکنان جهت ارتقای سطح دانش فنی و مهارتهای نرم تیمها بسیار پافشاری کرد.
💡 نویسنده در فصلهای پایانی کتاب خود با تاکیدگذاری بر مسائل اخلاقی و مسئولیتهای اجتماعی، سعی دارد مخاطب را به بازنگری در رفتارهای روزمره خود ترغیب نماید.
💡 برای جلوگیری از سوءتفاهم در پروژههای حساس مهندسی، تاکیدگذاری بر رعایت دقیق جزئیات فنی و استانداردهای ایمنی در تمامی مراحل ساخت و اجرا ضروری است.