تاپه

مترادف‌ها

تپه

لغت نامه دهخدا

تاپه. [ پ ْپ َ / پ ِ ] ( اِ ) سرگین گاو. سرگین آبدار گاو. تپه.

جمله سازی با تاپه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تاپه یا مهرها انواع مختلفی دارند مانند: مهر ژلاتینی، مهر برجسته، لاک و مهر، مهر لیزری و مهر برنجی و.....

💡 در زمان اشکانیان محدوده ایران از جانب غرب به رودخانه فرات منتهی گردید. قبل از آن سلوکیان هشتاد سال بر قلمرو ایران فرمانروایی داشتند و پایتخت آن‌ها سلوکیه بر کرانه رود دجله بود. قلمرو پارتها یا اشکانیان ۷۲ بخش بود. ملاک آن‌ها در تقسیم بندی برای اداره کشور شهرها بودند که خودمختاری نسبی داشتند. از پایتختها آن به ارشک، صددروازه، هگمتانه، تیسفون و دیگر شهرها مهم آن به نسا، تاپه، دارابگرد، گور (فیروزآباد) می‌توان اشاره کرد.

💡 باستان‌شناسان با حفاری در اطراف هر تاپه قدیمی، امیدوارند به آثار و اشیای متعلق به تمدن‌های از بین رفته دست یابند.

💡 ساختار یک تاپه معمولاً ناشی از تجمع لایه‌های مختلف از سکونتگاه‌های انسانی در طول هزاران سال در یک نقطه است.

💡 در مطالعات جغرافیایی، شناسایی دقیق موقعیت هر تاپه می‌تواند به درک بهتر نحوه استقرار جوامع اولیه در مناطق مختلف کمک کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران