لغت نامه دهخدا
تازه ترنج. [ زَ / زِ ت ُ رَ ] ( اِ مرکب ) ترنج تر و لطیف. || در این شعر به مجاز بمعنی زیباروی آمده:
زآن تازه ترنج نورسیده
نظاره ترنج و کف بریده.نظامی.
تازه ترنج. [ زَ / زِ ت ُ رَ ] ( اِ مرکب ) ترنج تر و لطیف. || در این شعر به مجاز بمعنی زیباروی آمده:
زآن تازه ترنج نورسیده
نظاره ترنج و کف بریده.نظامی.
( اسم )۱- ترنج لطیف و تر.۲- زیبا روی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان تازه ترنج نو رسیده نظاره ترنج و کف بریده
💡 شاخ نارنج و برگ تازه ترنج نخلبندی نشانده بر هر کنج