تاب زن

لغت نامه دهخدا

تاب زن. [ زَ ] ( اِ مرکب ) مؤلف انجمن آرا گوید: بمعنی سیخ کباب نوشته اند، ظن غالب مؤلف آن است که باب زن در اصل لغت تاب زن بوده و به تصحیف باب زن شده چه باب زن با سیخ کباب و آتش مناسبتی ندارد و تاب زن به این معنی انسب است. زیرا که تاب چنانکه گذشت بمعنی آتش وفروغ و گرمی و روشنی و تف و تاب مترادفند و دیگر تاب مرادف پیچ و چرخ و گردش است و بهمه این معانی تاب زن با سیخ کباب انسب است چنانکه آب زن بمعنی ظرفی مسین که آب و دوا در آن ریزند و بیمار را در آن نشانند- انتهی. و رجوع به آنندراج و رجوع به باب زن شود.

فرهنگ معین

(زَ ) (ص فا. اِمر. ) = تاب زننده: سیخ کباب.

جمله سازی با تاب زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناید از تو که ازو تاب زنی بلکه بر آتش او آب زنی

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز