لغت نامه دهخدا
بیوکانی. [ ب ُ ] ( حامص ) بیوگانی. پیوگانی. عروسی بود بلغت خراسانی. ( اوبهی ). عروسی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بیوگانی شود. || عرس. ولیمه عرس. ( یادداشت مؤلف ).
بیوکانی. [ ب ُ ] ( حامص ) بیوگانی. پیوگانی. عروسی بود بلغت خراسانی. ( اوبهی ). عروسی. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بیوگانی شود. || عرس. ولیمه عرس. ( یادداشت مؤلف ).
💡 بنیاد بیوکانی(= زناشویی) در دین زرتشت باید بر پایه خرد، عشق، همکاری و دلبستگی به سازندگی استوار باشد. ازدواج در دین زرتشت اهمیت بسزایی دارد.