بیمه کردن
مترادفها
پوشش دادن، ضمانت کردن
لغت نامه دهخدا
بیمه کردن. [ م َ / م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بستن قرارداد با شرکت بیمه درباره جبران حوادث احتمالی و خطرهائی که ممکن است بشی متعلق بشخص یا خود او وارد آید.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) انعقاد قراردادی با شرکت بیمه دربار. حوادث احتمالی و خطرهایی که ممکن است بشئ متعلق بشخص وارد آید.
بستن قرارداد با شرکت بیمه دربار. جبران حوادث احتمالی و خطرهائیکه ممکن است بشئ متعلق بشخص یا خود او وارد آید.
ویکی واژه
assicurare
جمله سازی با بیمه کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دولتها تأمین اجتماعی را به این دلیل فراهم میکنند که بازارها در بیمه کردن بسیاری از ریسکهای مهمِ پیشِ روی افراد، شکست خوردهاند. بازارهای بیمه خصوصی با مشکلات کژگزینی، کژمنشی، هزینههای لاتی بالا و تأمین در برابر ریسکهای اجتماعی روبرو هستند.
💡 بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند برای آینده فرزندان خود از انواع طرحهای بیمه کردن تحصیلی استفاده کنند تا هزینههای سنگین دانشگاهی در آینده کاهش یابد.
💡 هنگام خرید خودروهای جدید، بسیار مهم است که بلافاصله نسبت به بیمه کردن آن اقدام کنید تا در صورت بروز تصادفات، خسارتهای مالی سنگینی متحمل نشوید.
💡 مدیران شرکتها همواره توصیه میکنند که برای محافظت از داراییهای ارزشمند سازمان، حتماً نسبت به بیمه کردن تجهیزات و ساختمانهای اداری اقدام لازم را انجام دهند.