لغت نامه دهخدا
بیضه خوار. [ ب َ / ب ِ ض َ / ض ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خورنده بیضه. که تخم خورد:
بعنکبوت و کبوتر که پیش ترس شدند
همای بیضه دین را ز بیضه خوار غراب.خاقانی.
بیضه خوار. [ ب َ / ب ِ ض َ / ض ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خورنده بیضه. که تخم خورد:
بعنکبوت و کبوتر که پیش ترس شدند
همای بیضه دین را ز بیضه خوار غراب.خاقانی.
خورند. بیضه ٠ که تخم خورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قضای چرخ مار بیضه خوار است درین کاخ آشیان نتوان نهادن
💡 به عنکبوت و کبوتر که پیش ترس شدند همای بیضهٔ دین را ز بیضه خوار غراب