لغت نامه دهخدا
بیشه شیر. [ ش ِ شی ] ( اِخ ) از آثاردوره صفوی در شهر اسپاهان است. ( یادداشت مؤلف ).
بیشه شیر. [ ش ِ شی ] ( اِخ ) از آثاردوره صفوی در شهر اسپاهان است. ( یادداشت مؤلف ).
از آثار دور. صفوی در شهر اسپاهان است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو گفتی شد از بیشه شیری برون که آلایدی چنگ و دندان به خون
💡 یقین دان کز دم این شیرمردان شود چون شیر بیشه شیر دیوار
💡 چه گر نیست در بیشه شیر ژیان به کین بسته دارد پلنگی میان
💡 ازین بیشه شیری نیامد برون که او را نکشتی به زوبین عشق
💡 در مجلس مستان بتکلف نتوان بود در بیشه شیران نتوان شد برباهی
💡 گر بگذرد به بیشه شیران ز خلق او بوئی که میبرد گر واز کار مشک ناب