بیرون سرا

لغت نامه دهخدا

بیرون سرا. [ س َ ] ( اِ مرکب ) برون سرا. بیرون سرای. || زری که در غیر ضرابخانه سکه شده باشد. ( از برهان ) ( از جهانگیری )( از رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از ناظم الاطباء ). آن رابیرونی نیز گویند. ( آنندراج ). برون سرا:
به اول سینه با من همچو سیم پاک بنمودی
به آخرامتحان کردم زر بیرون سرا بودی.نزاری.رجوع به برون سرا شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) زری که در غیر ضرابخانه سکه شده باشد.

جمله سازی با بیرون سرا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدوس خدمت کرد و بازگشت و بیرون سرای بایستاد تا بونصر بازگشت.

💡 موکب شاه است بیرون سرای گر برون نایی ببین از روزنی

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز