لغت نامه دهخدا
بیخ گوشی. [ خ ِ ] ( ص نسبی ) نجوی. آهسته سخن گفتن چنانکه دیگری نشنود.
- بیخ گوشی حرف زدن؛ بیخ گوشی صحبت کردن. بیخ گوشی گفتن. و رجوع به ترکیبات بیخ ذیل بیخ شود.
بیخ گوشی. [ خ ِ ] ( ص نسبی ) نجوی. آهسته سخن گفتن چنانکه دیگری نشنود.
- بیخ گوشی حرف زدن؛ بیخ گوشی صحبت کردن. بیخ گوشی گفتن. و رجوع به ترکیبات بیخ ذیل بیخ شود.
نجوی ٠ آهسته سخن گفتن ٠ چنانکه دیگری نشنود ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم بردار از آن کسان که سخن بیخ گوشی کنند و زیر لبی