بی مروتی

لغت نامه دهخدا

بی مروتی. [ م ُ رُوْ وَ ] ( حامص مرکب ) حالت و عمل بی مروّت. درشتی و سختدلی و بی رحمی و ظلم و تعدی. ( ناظم الاطباء ). ستمگری. ناجوانمردی. نامردمی. بی مردانگی.

فرهنگ فارسی

حالت و عمل بی مروت. درشتی و سختدلی و بیرحمی و ظلم و تعدی. ستمگری. ناجوانمردی. نامردمی. بی مردانگی.

جمله سازی با بی مروتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پروانه وار سوختن از بی مروتی است آن را که روی گرمی ازین انجمن بس است

💡 ادب سوم آن که طعام اندک ننهد که بی مروتی باشد و بسیار نیز ننهد که تکبر باشد، مگر برای آن نیت که آنچه بماند آن را حساب نبود.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
رایزنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز