بی زوری

لغت نامه دهخدا

بی زوری. ( حامص مرکب ) صفت و حالت بی زور. کم زوری. ضعیفی. ناتوانی.

فرهنگ فارسی

صفت و حالت بیزور ٠ کم زوری ٠ ضعیفی ناتوانی ٠

جمله سازی با بی زوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دور از تو اگر لب بنفس بگشایم از بی زوری با دم خود برنایم

💡 مرا زمانه در این هفت ماه مالش داد بدین وجوب جفا بی زری و بی زوری

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز