لغت نامه دهخدا
بگیر و ببند. [ ب ِ رُ ب ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) آواز طبل آنگاه که اعلان منع آمد و شد شبانه را کند. || حبس و توقیف افراد به دست حکومت: در طهران بگیر و ببند است.
بگیر و ببند. [ ب ِ رُ ب ِ ب َ ] ( اِ مرکب ) آواز طبل آنگاه که اعلان منع آمد و شد شبانه را کند. || حبس و توقیف افراد به دست حکومت: در طهران بگیر و ببند است.
گرفتن و زندانی کردن مردم.
( اسم ) ۱- توقیف مقید ساختن حبس کردن قید کردن: ( امروز بگیر و ببند عجیبی در بازار بود. ) ۲- حکومت نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآمد بگیر و ببند از دو روی جهان شد دگر ره پر از گفتگوی