بوطیقا که تعریب واژۀ یونانی Poyetikes است، عنوانی است که به طور سنتی به اثر مشهور ارسطو در باب شعر و اصول آن اطلاق میشود. این واژه در زبانهای اروپایی، ریشۀ واژگان متعددی است که همگی به مفهوم شعر اشاره دارند. با این حال، ریشۀ عمیقتر پوئتیکا در واژۀ یونانی پوئسیس نهفته است که معنای بنیادین آن صناعت یا عمل ساختن است. این ارتباط ریشهای موجب میشود که در معنایی وسیعتر، نه تنها به اصول نظم، وزن و نقد شعر، بلکه به انواع گوناگون آفرینشهای هنری و خلاقانه دلالت داشته باشد، همانطور که دامنه مباحث ارسطو نیز از محدودیتهای صرفاً شعری فراتر میرود.
این گسترش معنایی در بطن نظام فلسفی ارسطو جای میگیرد. دستگاه شناخت ارسطویی، حکمت را به طور کلی به سه شاخه تقسیم میکند: فلسفۀ نظری، فلسفۀ عملی، و شاخۀ سومی که به آن حکمت ابداعی یا تکنیک (Techne) اطلاق میشود. سرچشمه و مبدأ این حکمت ابداعی، همان قوۀ صناعت یا توانایی خلق کردن است، و محصول نهایی آن، اثری است که به واسطۀ این عمل خلاقانه به وجود آمده است. بدین ترتیب، بوطیقا به عنوان متنی که به قواعد این عمل ساختن میپردازد، در حوزۀ حکمت ابداعی ارسطو قرار میگیرد و به تبیین روشهای بنیادین خلق اثر هنری میپردازد.
بر این اساس، تحلیل ارسطو در بوطیقا، سنگ بنای نقد ادبی و زیباییشناسی کلاسیک را تشکیل میدهد. این اثر فراتر از دستورالعملهای فنی صرف، به بررسی ماهیت تقلید (Mimesis)، ساختار دراماتیک، و تأثیرات روانی هنر بر مخاطب میپردازد. در نتیجه، مطالعه بوطیقا نه تنها برای درک ریشههای شعر و نمایش در اندیشۀ یونان باستان ضروری است، بلکه چارچوبی مفهومی برای تحلیل هرگونه فرآیند ساختاریافته در آفرینش هنری فراهم میآورد و اهمیت آن را به عنوان یکی از متون بنیادی فلسفۀ هنر تثبیت میکند.