بهشت برین

لغت نامه دهخدا

بهشت برین. [ ب ِ هَِ ت ِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) فردوس برین. بهشت. جنت:
دل سام شد چون بهشت برین
بر آن پاک فرزند کرد آفرین.فردوسی.یکی چون بهشت برین شهر دید
که از خرمی نزد او بهر دید.فردوسی.دو کوثر بر آن دوکف دست اوست
بهشت برین را بود کوثری.منوچهری.

فرهنگ فارسی

فردوس برین بهشت ٠ جنت

جمله سازی با بهشت برین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سایه دیوار وی همچو بهشت برین کم نکند چارفصل، جلوه فیض هوا

💡 چمن شده چو بهشت برین دگر باره که زیب و زینت بستان ز باد نوروزیست

💡 کتاب دورنمای بهشت برین در سال ۱۳۹۳ به فارسی برگردانده شد.

💡 درویشم و بهشت برین است کلبه ام نتوان فریب داد به لبهای نان مرا

💡 گرچه ز غم پیر شد کمال برین در پیر نباشد که در بهشت برین است

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز