لغت نامه دهخدا
بلندی ده. [ ب ُ ل َ دِه ْ ] ( نف مرکب ) بلندی دهنده. بالابرنده:
بلندی ده آسمان بلند
گشاینده دیده هوشمند.نظامی.
بلندی ده. [ ب ُ ل َ دِه ْ ] ( نف مرکب ) بلندی دهنده. بالابرنده:
بلندی ده آسمان بلند
گشاینده دیده هوشمند.نظامی.
بلندی دهنده. بالا برنده.
💡 بلندی ده شیشه لعل کار هوایی کن ابر یاقوت بار
💡 خدایی که آغاز هر هستی اوست بلندی ده قدر هر پستی اوست
💡 بیا مطربا تیز کن چنگ را بلندی ده از زخمه آهنگ را
💡 آخر فزون شود که فزونی ز کاستیست وز پستی آردش بر بلندی ده و چهار
💡 به قدر خود که مرا همت بلندی ده که سر فرود نیارم به صدر و منصب شاه