بلاتکلیفی

لغت نامه دهخدا

بلاتکلیفی. [ ب ِ ت َ ] ( حامص مرکب ) حالت و کیفیت بلاتکلیف. بی تکلیفی. ( فرهنگ فارسی معین ). سرگردانی.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت بلا تکلیف ٠ بی تکلیفی ٠

جمله سازی با بلاتکلیفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «سریال زندگی زیباست»، با نام قبلی عشق مجموعه تلویزیونی (ایرانی) محصول سال ۱۳۹۸ به کارگردانی قاسم جعفری است که در ژانر عاشقانه و درام ساخته شده‌است و پس از دو سال بلاتکلیفی در نهایت تیرماه ۱۴۰۰ در ساعت ۲۱:۳۰ از شبکه دو پخش شد.

💡 شهابی طی دوران بازداشت و حبس خود چندین بار در اعتراض به بلاتکلیفی، وضعیت نامناسب زندان، فشارهای امنیتی و عدم دریافت خدمات درمانی دست به اعتصاب غذا زد. در دوران طولانی بازداشت شهابی، مادرش به دلیل بیماری قلبی فوت کرد اما به شهابی اجازه داده نشد در مراسم خاکسپاری مادرش شرکت کند. او پس از ۲۳ روز اعتصاب غذا در آذر ۱۳۹۱، به مرخصی استعلاجی اعزام شد اما در فروردین ۱۳۹۲ دوباره برای تحمل حبس به زندان احضار شد.

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز