بلا حد

مترادف‌ها

بی‌حد، بی‌کران، بی‌انتها، بی‌مرز، بی‌تناهی

متضادها

محدود

لغت نامه دهخدا

بلاحد. [ ب ِ ح َدد ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + لا ( نفی ) + حد ) بدون حد. بی اندازه. بی کران. ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

بدون حد بی اندازه بی کران. بلاخلافت.بدون خلاف بی اضافه و نقصان: (( و کلائ عالی شان اگر از چاوش مشارالیه حقیقت استفسار فرمایند بلاخلاف بموقف عرض.. خواهد رسانید.. ) )
بدون حد ٠ بی اندازه ٠ بی کران ٠

جمله سازی با بلا حد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو ترک خویش گیر و صورت خود رها کن تا شود محو از بلا حد

💡 در دنیای امروز، پیشرفت تکنولوژی و هوش مصنوعی با سرعتی بلا حد در حال تغییر دادن ساختار زندگی و نحوه تعامل انسان‌ها با یکدیگر است.

💡 برخی از سیاست‌مداران معتقدند که مداخلات دولت در اقتصاد آزاد باید دارای چارچوب‌های مشخص باشد و هرگز نباید به صورت بلا حد اعمال گردد.

💡 توجه و علاقه مردم به استفاده از شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر به شکلی بلا حد افزایش یافته و سبک ارتباطات انسانی را دگرگون کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران