گلشه

گلشه

لغت نامه دهخدا

گلشه. [ گ ِ ش َه ْ ] ( اِخ ) مخفف گلشاه است که کیومرث باشد و بعضی آدم علیه السلام را میدانند. ( برهان ). رجوع به گلشاه شود.
گلشه. [ گ ُ ش َه ْ ] ( اِخ ) معشوقه ورقه است. ( برهان ) ( جهانگیری ). صحیح آن گلشاه است. رجوع به گلشاه شود.

فرهنگ فارسی

لقب کیومرث توضیح گروهی مکرر بغلط این کلمه را بکسر اول نوشته اند.
معشوقه ورقه است.

دانشنامه عمومی

گِلشه ( به مجاری: Gelse ) یک شهرداری در مجارستان است که در ناحیه نادْیْ کانیژا واقع شده است. گِلشه ۲۲٫۴۵ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۱۱۰ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با گلشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابا این همه هیبت و دستگاه دلش بود در عشق گلشه تباه

💡 بتابید گلشه ز دیدار اوی دل آزرده تر شد ز گفتار اوی

💡 به گلشه چنین گفت فرخنده شوی که مرورقهٔ خسته دل را بگوی

💡 ایا کاشک زین غم برون جستمی ابا مهر گلشه نپیوستمی

💡 به رخسار او بر بگسترد آب از آن آب گلشه درآمد ز خواب

💡 شما هر دوان این سخن را بسید چو نزدیکی قصر گلشه رسید

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز