بقاعی

لغت نامه دهخدا

بقاعی. [ ب ُ ] ( اِخ ) ابراهیم ( 809-885 هَ. ق. ). برهان الدین ابواسحاق ابراهیم بن عمربن حسن الرباطبن علی بن بکرالبقاعی الشافعی. متوفی به دمشق. او راست: 1- سرالروح که مختصری است از «کتاب الروح » ابن قیم الجوزیة، چاپخانه السعاده 1326 هَ. ق. 2- لعب العرب بالمیسر فی الجاهلیة الاولی، چ لیدن سال 1303 هَ. ق. در مجموعه طرف عربیة که بر دست عمرالسویدی جمعآوری شده است. ( از معجم المطبوعات ).

جمله سازی با بقاعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بقاعی القبابیه (به عربی: بقاعی القبابیة) یک منطقهٔ مسکونی در اردن است که در استان مادبا واقع شده‌است.

💡 به باور بقاعی، مفسر سنی مذهب، آوردن فرزندان در مباهله به جهت عزیز بودن آنها و آوردن زنان به جهت اهمیت آنان است به گونه‌ای که اولین چیزی که مورد دفاع فرد قرار می‌گیرد، زنان او می‌باشد. طباطبایی، مفسر شیعه، در خصوص تفسیر بخش انتهایی آیه می‌آورد: دروغگویان با «الف و لام» ذکر شده‌است که این الف و لام عهد است. بر این اساس، منظور از دروغگویان در این آیه، کسانی هستند که در رویداد مباهله دخالت داشته‌اند و شامل تمام دروغگویان نمی‌باشد.

بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز