لغت نامه دهخدا
بعاس. [ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ بَعوس. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). و رجوع به بعائس و بعوس شود.
بعاس. [ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ بَعوس. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). و رجوع به بعائس و بعوس شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعاس آن زمان گفت هیتال شاه به نزد یلان و سران سپاه