بشمق

لغت نامه دهخدا

بشمق. [ ب َ م َ ] ( ترکی، اِ ) بشماق. رجوع به بشماق، بشماقچی، بشماقدار و دزی ج 1 ص 90 شود.

جمله سازی با بشمق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بهر آنکه شوم سرفراز همچو کلاه به خاک پاش فتادم چون موزه و بشمق

ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز