بسمل شدن

لغت نامه دهخدا

بسمل شدن. [ ب ِ م ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ذبح شدن. کشته شدن:
بسمل خنجر اخلاص شو ار میخواهی
که بتیغ ملک الموت نگردی مردار.مولانا قطب عتیقی.

فرهنگ فارسی

ذبح شدن. کشته شدن.

جمله سازی با بسمل شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی مگردان روی از من تا ز قربان رونگردانی

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز