بزاج

لغت نامه دهخدا

بزاج. [ ب ِ ] ( ع مص ) مبازجة. فخر کردن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با بزاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با او موافقت مکن اندر خلاف عقل محتاج نیست شب که سیاهش کنی بزاج

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز