بریمه

لغت نامه دهخدا

( بریمة ) بریمة. [ ب َ م َ] ( ع اِ ) یک قطعه از جگر شتر. || مته و مثقب نجار. ( از اقرب الموارد ). درفش و برماه و اره مدوری که جمجمه را بدان سوراخ کنند. ( ناظم الاطباء ).
بریمة. [ ب ُ رَ م َ ] ( اِخ ) از اعلام است. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

از اعم است.

جمله سازی با بریمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بریموند (کرمانشاه) (به کردی: بریمه‌وه‌ن)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه ایران است. ساکنین این روستا کرد هستند و همچنین گویش مردم این روستا کردی کلهری( زنگنه)می‌باشد. این روستا اولین روستا دهستان درود فرامان میباشد که نزدیک ترین روستا به مرکز شهرستان کرمانشاه است

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز