برون راند

مترادف‌ها

بیرون راند، اخراج کرد

متضادها

وارد کردن، فراخواندن

فرهنگستان زبان و ادب

{moveout, stepout} [ژئوفیزیک] اختلاف زمان رسیدِ موج به لرزه یاب های واقع در فاصله های مختلف از چشمه

جمله سازی با برون راند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برون راند مر بارگی را ز شهر همه نوش گیتی به ما گشت زهر

💡 مگر روزی از شهر آن شهریار جنیبت برون راند بهر شکار

💡 جنیبت را برون راندی ز اندوه گهی در دشت گشتی گاه در کوه

💡 برون راند پیل افکن خویش را رخ افکند پیل بداندیش را

💡 یکی دیو دیگر روان از سپاه برون راند و آمد به آوردگاه

💡 برآوردی فغان از دل بزاری مرا از در برون راندی بخواری

💡 استراتژی‌های جدید مدیریتی باعث شد که شرکت بتواند هزینه‌های اضافی را برون راند و سودآوری خود را در بازارهای جهانی افزایش دهد.

💡 سیاست‌های سخت‌گیرانه در مرزها باعث شد که مهاجران غیرقانونی به سرعت از محدوده قلمرو کشوری که به آن وارد شده بودند، برون راند شوند.

💡 با تغییر در ساختار تیم فوتبال، مربی موفق شد بازیکنان کم‌توان را از ترکیب اصلی برون راند و بازی تیم را بهبود بخشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران