لرزهای

مترادف‌ها

لرزش‌ها، تکان‌ها

متضادها

ثبات، سکون، آرامش

فرهنگستان زبان و ادب

{seismic} [ژئوفیزیک] مربوط به امواج کِشسان حاصل از چشمه های مصنوعی لرزه

ویکی واژه

مربوط به امواج کِشسان حاصل از چشمه‏های مصنوعی لرزه.

جمله سازی با لرزهای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آنجا که رفته بود هم اندر زمان بدم تب لرزهای جرم کواکب ربوده بود

💡 لرزهای خفیف زمین که در ساعت‌های اولیه صبح احساس شد، باعث شد که بسیاری از ساکنان ساختمان‌های بلند احساس نگرانی کنند.

💡 پس از سرمای شدید شب گذشته، لرزهای بدن کودک بر اثر تب بالا باعث شد که والدین او سریعاً به پزشک مراجعه کنند.

💡 لرزهای عصبی که در دست‌های بیمار دیده می‌شد، نشان‌دهنده شدت فشار روانی و استرسی بود که او در طول هفته تحمل کرده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران