لغت نامه دهخدا
برشتاب. [ ب َ ش ِ ] ( ق مرکب ) با شتاب. با عجله.
برشتاب. [ ب َ ش ِ ] ( ق مرکب ) با شتاب. با عجله.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گفتار دانا فرو ریخت آب نه نرم ونه از ریختن برشتاب
💡 چو در آب راند وگر در خلاب مران بر عقب اسب خود برشتاب
💡 گمانی چنان برد کو را بخواب خورش کرد بر پرورش برشتاب
💡 کنون روی از ماه پیکر متاب چو برداشتی بی کران برشتاب