برس غنچه

لغت نامه دهخدا

برس غنچه. [ ب ُ غ ُ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) تخم سرو کوهی باشد و آن سیاه رنگ وفربه میشود سعوف آن کرم شکم را میکشد و آنرا بعربی جوزالابهل و ثمرةالعرعر خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

میوۀ سرو کوهی.

جمله سازی با برس غنچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یا رسول الله رنجورم به فریادم برس غنچه افسرده ام امسال بودم یار گل

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز