لغت نامه دهخدا
( برحة ) برحة. [ ب َ ح َ ] ( ع ص ) بارز. ( منتهی الارب )؛ خرج لهم صرحة برحة؛ ای بارز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
برحة. [ ب ُ ح َ ] ( ع اِ ) شتر ماده نجیب. ج، بُرَح ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
( برحة ) برحة. [ ب َ ح َ ] ( ع ص ) بارز. ( منتهی الارب )؛ خرج لهم صرحة برحة؛ ای بارز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
برحة. [ ب ُ ح َ ] ( ع اِ ) شتر ماده نجیب. ج، بُرَح ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
شتر ماده نجیب جمع برح.
💡 در اولین سال حضورش در دانشکده کالیفرنیا ۱۳٫۰ امتیاز و ۷٫۷ اسیست و ۴٫۹ ریباند + ۳٫۸ استیل در هر بازی بدست میآورد. واین آمار باعث شد جایزهٔ تازهنفسترین بازیکن را از آن خود کند. ۱۱۰ استیل دران سی ای ای رکوردی است که تاکنون در دستان جیسون مهار شده و همچنین در دبیرستان ۲۲۰ اسیست از وی به یادگار مانده است؛ و اما ورود وی به درفت سال ۱۹۹۴ و راهیابی به ان بی ای و دوران طلایی اش را در این برحه بررسی میکنیم.
💡 در سال ۱۹۱۳ او سفری به تولوز فرانسه برای مطالعه زراعت و نقشهکشی داشت. هنگامی که جنگ جهانی اول درگرفت او قادر به بازگشت به فلسطین نشد و به جای آن به روسیه رفت تا به تدریس کودکان پناهنده یهودی بپردازد. در روسیه او از رنج و فقر شدید و کار بسیار و همچنین از بیماریهای ریوی که از دوران کودکی دچارش بود رنج میبرد. و ممکن است در این برحه از زندگی مبتلا به سل شده باشد. تنها امید او بازگشت به فلسطین بود. در سال ۱۹۱۹ پس از جنگ، او با اولین کشتی روسیه را به سوی فلسطین ترک کرد.