برتپیدن
مترادفها
جستن، پریدن، لرزیدن
متضادها
نشستن، آرام گرفتن
لغت نامه دهخدا
برتپیدن. [ ب َ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به تپیدن شود.
جمله سازی با برتپیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فغان که نیست درین روزگار بی حاصل غمی که تنگ کند جای برتپیدن دل