لغت نامه دهخدا
بربلند. [ ب َ ب ُ ل َ ] ( ص مرکب ) بسیار بلند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِ مرکب ) بالاخانه در ممالک مشرقی. ( آنندراج ). اطاق فوقانی در خانه شرقی که بطرف جلو باز میشود. ( ناظم الاطباء ).
بربلند. [ ب َ ب ُ ل َ ] ( ص مرکب ) بسیار بلند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِ مرکب ) بالاخانه در ممالک مشرقی. ( آنندراج ). اطاق فوقانی در خانه شرقی که بطرف جلو باز میشود. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوانمرد جا بربلندی گرفت بلندی ازو سربلندی گرفت