لغت نامه دهخدا
بربال. [ ب ِ ] ( اِ ) مأخوذ از سانسکریت. مرجان. ( ناظم الاطباء ).
بربال. [ ب ِ ] ( اِ ) مأخوذ از سانسکریت. مرجان. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 1 - معمولا سرچشمه شعر تخيل و پندار است، شاعر بيشتر بربال و پر خيال سوار ميشود و پرواز مى كند، در حالى كه وحى از مبدء هستى سرچشمهميگيرد و بر محور واقعيتها مى گردد.
💡 انسان آگاه و بيدار دل، هنگامى كه اين سوره را مى خواند، احساس مى كند كه بربال و پر فرشتگان قرار گرفته و به آسمان صعود مى كند و در عالم روحانيت ومعنويت لحظه به لحظه به خدا نزديكتر مى شود.
💡 چرا از دست می رفتم،چرا بیمار می بودم؟ اگر می بود بربالین من سیب زنخدانش
💡 قرآن چهار قسم است: طوال، مبين، مثانى و مفصل. حسين عليه السلام نيز داراى چهار قسماست: سرش بر روى نيزه ها در حركت بود، جسدش در كربلا افتاده بود، خونش بربال هاى پرندگان و بر شيشه خضراء نزد فرشتگان و صغار اعضاى اطراف جسد(دستها و پاها) در هر طرف افتاده بود.
💡 به تاریکی سرآمد روزگار من،خوشامجنون که بربالین چراغی می فروزد دیده شیرش