بدخیالی
مترادفها
توهم، خیال باطل، پندار
متضادها
واقعبینی
لغت نامه دهخدا
بدخیالی. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) بدگمانی. ( فرهنگ فارسی معین ). سؤظن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بد گمانی
جمله سازی با بدخیالی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مشیر الدوله خاطر نشان میسازد که به هنگام ورود هیئت ایرانی به مُحَمَّره مردم استقبال گرمی از آنها به عمل آورند و احساسات پرشوری نشان دادند، چنانکه نمایندگان عثمانی به وحشت افتادند. به گفتهٔ مشیر الدوله «مردم عرب در روز ورود به شدت اظهار شعف و اهتراز و شلیک و پیشواز کردند که درویش پاشا مأمور عثمانی با جمعیت خود مخوف شده تا سه چهار شب از راه بدخیالی و سوء ظن خواب نکرد. وقتی که فدوی به این کیفیت منتقل شد، جمعیت عرب را مرخص نموده و بنای مجلس مکالمه را گذاشت.
💡 برخی افراد تصور میکنند که میتوان بدون هیچ تلاشی و تنها با تکیه بر بدخیالی و رویاپردازی، به موفقیتهای بزرگ دست یافت.
💡 آن تصمیم بسیار ریسکی که او در جلسه گرفت، چیزی جز یک بدخیالی محض و نادیده گرفتن تمام واقعیتهای موجود نبود.
💡 نباید اجازه دهیم که بدخیالی و خیالپردازیهای بی پایه، مانع از تصمیمگیریهای منطقی و واقعبینانه ما در زندگی اجتماعی شود.