لغت نامه دهخدا
بحش. [ ب َ ] ( ع مص ) جمع شدن. و این راتخطئه کرده اند و صواب بحبش است. ( از منتهی الارب ).
بحش. [ ب َ ] ( ع مص ) جمع شدن. و این راتخطئه کرده اند و صواب بحبش است. ( از منتهی الارب ).
جمع شدن و این را تخطئه کرده اند و صواب بحبش است.
💡 این مجله پنجاه بار در سال منتشر میشود و کارش را در سپتامبر ۱۹۲۹ در شهر نیویورک آغاز کرد. مجلات تجاری بلومبرگ بیزینس ویک در برج بلومبرگ واقع در خیابان لکسینگتون ۷۳۱، در بحش منهتن شهر نیویورک قرار دارد. این برج در مرکز سیتی گروپ، خیابان ۵۳ شرقی و۱۵۳ بین لکسینگتون و خیابان سوم، منهتن در شهر نیویورک واقع شدهاست.
💡 ناحیه خلیج فارس در نوار ساحلی جنوب پراکنده میباشند. این جنگلها به دو بخش خلیج فارس و دریای عمان تقسیم میشود. درختان بخش خلیج فارس بیشتر کنار- کهور و درخت نمای نخل است. در صورتی که درختان آکاسیا در بحش دریای عمان اصلی تر است.