بایندرخان

لغت نامه دهخدا

بایندرخان. [ ی َ دُ] ( اِخ ) از امراء طوالش در زمان شاه طهماسب صفوی و سلاطین بعد از او. امیر بزرگ طایفه طوالش بود و در آستارا مسکن داشت، و پسرش امیر حمزه خان بود که در اوایل جلوس شاه عباس او طغیان کرد. ساوردخان نواده بایندرخان نیز بعد از پدر حاکم آستارا بود. و رجوع به عالم آرای عباسی ص 112، 141، 267، 269، 441 و1086شود.

فرهنگ فارسی

از امرائ طوالش در زمان شاه طهماسب صفوی

جمله سازی با بایندرخان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از کشته شدن حمزه‌خان، همسر وی عجز و فقر خود را به زینب بیگم همسر شاه عباس رسانیده و وی از شاه خواست که متعلقان امیر حمزه‌خان مرخص شوند و به وطن خود بازگردند که مورد موافقت شاه قرار گرفت. پس از دوسال، شاه عباس بر سر شفقت آمده، عَلَم، نقاره و خلعت برای بایندرخان دوم فرزند ارشد حمزه‌خان ارسال نمود. سپس حکومتِ ایالت آستارا و توابع آن را اعطاء کرده و دختر حسین‌خان شاملو را به عقد او درآورد. بایندرخان دوم به مدت ۱۸ سال حکومت نموده و درگذشت. پس از درگذشت او، شاه عباس حکومت موروثی را به برادرش ساروخان اعطاء کرده و دختر دیگر حسین‌خان شاملو را به عقد ساروخان درآورد.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فداکاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز