بالاغ
مترادفها
بالغ، رسیده، بزرگسال، پخته
لغت نامه دهخدا
بالاغ. ( اِخ ) نام محلی که در 105000 گزی ساوجبلاغ، میان زرکاپاد و ساعتلو واقع است.
جمله سازی با بالاغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خواهم که ازین مرحله بربندم رخت کارم بالاغ و توشه ی ئی در بندست