باعز

لغت نامه دهخدا

باعز. [ ع ِ ] ( اِخ ) از اجداد سلیمان نبی علیه السلام. ( از تاج العروس ). نسبت او[ سلیمان ] چنین است: سلیمان بن داودبن ایشابن عوفید و بقولی ابن عوفدبن باعز. و گویند بوعزبن سلمون بن نحشون... ( ترجمه مقدمه ابن خلدون ص 15 ).

فرهنگ فارسی

از اجداد سلیمان

جمله سازی با باعز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جاوید بقا بادت باعز و بزرگی کاین عز و بزرگی به بقای تو بقا کرد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران